
در تاريخ مبارزات مردم مظلوم فلسطين، چهرهها و نامهاي بسياري برجاي مانده است كه هريك از آنان امروز براي نسل تازه برآمده از سالها مقاومت و مبارزه اسطورههاي فراموشناشدني محسوب ميشوند. شايد به جرات ميتوان اذعان كرد كه در آسمان همواره مهتابي اسطورهها و نمادهاي مقاومت فلسطيني، نام "دلال مغربي" تنها زن فرمانده فلسطيني چون ستارهاي پرفروغ جلوهاي ويژه دارد.
در ميان پيكرهاي مطهر ۱۹۹ شهيدي كه در جريان عمليات تبادل اسرا بين حزبالله و رژيم صهيونيستي به لبنان بازگشت، نامي آشنا به چشم ميخورد؛ دلال مغربي
دلال مغربی اولين فرمانده زن در تاريخ مبارزاتى مردم فلسطين است. وى كه در 11 مارس 1978فقط بيست سال سن داشت، حدود ده جوان هم سن و سال خود را براى يكى از جسورانهترين عملياتهاى استشهادی رهبرى كرد و در پايان، اين گروه چريكى بعد از اينكه تلفات زيادى را از سربازان اسراييلى گرفتند، در جاده ساحلى بين حيفا و تلآويو با تيم ويژه ارتش اسرائيل كه در راس آنها ايهود باراك قرار داشت، درگير شده و در نهايت جان خود را از دست دادند.
اين عمليات آنقدر براى صهيونيستها ذلتبار بود كه باراك، قصاب معروف اسراييلي در برابر دوربينهاى خبرنگاران جسد اين زن دلير را روى زمين كشاند.

دلال مغربي كه بود؟
دلال مغربى سال 1958 در اردوگاه صبرا در خانوادهای فلسطينى از شهر يافا به دنيا آمد كه به لبنان آواره شده بودند. وى تحصيلات ابتدائى را در مدرسه يعبد و تحصيلات متوسطه را در مدرسه حيفا گذراند، هر دو مدرسه وابسته به آژانس كمكرسانى به آوارگان فلسطينى در بيروت بودند.
وى خيلى زود در حالى كه هنوز درس مىخواند، وارد فعاليتهاى چريكى شده و آموزشهاى نظامى مختلفى را ديد و با استفاده از انواع سلاح آشنا شد و شيوههاى جنگ چريكى را به سرعت ياد گرفت و از همان زمان به جرأت و شجاعت و روحيه انقلابى و ميهنى خود مشهور بود.
ابو جهاد وزير از سران چريكهاى فلسطين نام شهيد «كمال عدوان» را براى اين عمليات انتخاب كرد. وى به همراه «كمال ناصر» و «ابو يوسف نجار» از فرماندهان سازمان آزاديبخش فلسطين بودند كه در بيروت توسط باراك و تيمش ترور شدند. اين گروه همچنین به نام «دير ياسين» نيز مشهور است كه برگرفته از نام روستاى فلسطينى است كه كشتار وحشيانهاى در آن صورت گرفت.
از همان ابتدا اين گروه عمليات خود را به شکل استشهادی قرار داده بودند، اين گروه صبح روز 11 مارس 1978، سوار كشتى تجارى شدند كه از درياى مديترانه به مقصدى در شمال آفريقا حركت مىكرد. هنگامى كه اين كشتى روبروى ساحل سرزمين اشغال شده فلسطين قرار گرفت، اين گروه قايقهاى پلاستيكى خود را آهسته به دريا زده و به سمت ساحل حيفا حركت كردند. گروه دلال خود با موفقيت خود را به ساحل رساندند، قايقها را مخفى كرده و به سمت جاده نظامى كنار ساحل حركت كردند و يك اتوبوس نظامى كه پر از سرباز بود و به سمت تلآويو حركت مىكرد، را متوقف كرده و كنترل آن را به دست گرفتند و به سمت تلآويو حركت كردند، آنها در مسيرشان به هر خودروى نظامى كه مىرسيدند تيراندازى مىكردند، و بدين وسيله تلفات زيادى را در ميان دشمن بوجود آوردند، زيرا اين جاده يك جاده نظامى بود كه براى نقل و انتقال سربازان از شهركها به تلآویو و بالعكس مورد استفاده قرار مىگرفت.
بعد از دو ساعت حركت به نزديكىهاى تل آويو رسيدند. دولت اسرائيل كه از تلفات بالا به ستوه آمده بود يك تيم ويژه ارتش را با پشتيبانى يگانهایى از تانكها و هلىكوپتر براى متوقف كردن اين اتوبوس راهى منطقه کرد. اين دسته توانست اتوبوس را در نزديكى شهرك «هرتسليا» از كار بيندازند و در آنجا جنگی حقيقى رخ داد. گروه دلال مغربى اتوبوس را منفجر كردند و به درگيرى با تيم باراك پرداختند. در اين عمليات دهها سرباز اسرائيلى كشته شدند و در نهايت دلال كه نام مستعار «جهاد» را براى خود انتخاب كرده بود در راه اهداف و آرمانهاى خود كشته شد و از آن زمان جسد وى در قبرستانى كه به قبرستان شمارهها معروف است به خاك سپرده شد.
امروز؛ مغربي بار ديگر در اوج عزت، شرف و اقتدار به لبنان، وطن دوم خود بازگشته است و آناني كه ديروز پيكر مطهر او را بر خاك كشيدند حقيرانه و ذليلانه ناچارند پيروزي مقاومت را به نظاره بنشينند.
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و هفتم تیر 1387 |
لینک ثابت |