تبليغاتX
قـُقـنــوس

نويسنده معاصر نادر ابراهيمي

نادر ابراهيمي هم رفت

چه مي‌توان نوشت براي نادر ابراهيمي، نويسنده‌ و كارگردان پرتوان و هنرمندی كه تنها با خلق سريال‌هاي تلويزيوني «آتش بدون دود» و «هامي و كامي» ، دنيای كوچك ما بچه‌های ديروز را آنچنان دلچسب و شيرين ساخته بود كه سي و چند سال پس از آن روزها، دنياي ساخته و پرداخته او هنوز در پستوي خاطراتمان، شيرين و دست نخورده باقي مانده است.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - نوزدهم خرداد 1387 | لینک ثابت |

ناگهان از خانه شيون برخاست.
پلك‌هايش را فروبست و چشم‌هايش را به روي محبوبش ـ كه در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعي از آتش و رنج ، در خانه‌ علي خاموش شد و علي تنها ماند. با كودكانش.

از علي خواسته بود تا او را شب دفن كنند ، گورش را كسي نشناسد و ... و علي چنين كرد.
اما كسي نمي‌داند كه چگونه؟ و هنوز نمي‌داند كجا؟
در خانه‌اش؟ يا در بقيع ؟ معلوم نيست.
و كجاي بقيع ؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفدهم خرداد 1387 | لینک ثابت |

پسرك بينوا!

سال ۱۲۶۴ خورشيدي (۱۳۰۶ ه. ق) - مهمانخانه قزوين

عكس از : مجموعه عكس‌هاي آلبوم‌خانه كاخ گلستان


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - شانزدهم خرداد 1387 | لینک ثابت |

امام خمينی برای من و نسل من که نوجوانی و جواني‌‌اش با آرمان‌هاي او شكل گرفته است تنها يك اسطوره ، يا يك مرجع ديني و حتي صرفاً يك رهبر انقلابي نبود كه؛  " در روزگار قحطی هر فرياد، در روزگار قحطی هر جنبش، فرياد روزگار ما بود ". (۱)

او براي من و نسل من، پاياني بر سلطه ديرين بيگانه بر ايران زمين بود. او استقلالي را فرياد كرد كه پيش از آن تنها در لابه‌لاي تاريخ اين سرزمين، در قيام‌هاي به يغما رفته و نهضت‌هاي آزاديخواهانه بي‌فرجام، نامي و نشاني از آن يافته بوديم. فريادي كه پايان حاكميت بلامنازع امپرياليسم و كاپيتاليسم بر اين سرزمين را نويد مي‌داد.

امروز براي من، خميني، همان مسيح نجات‌بخشي است كه او را در آغازين سال‌هاي دهه پنجاه در كنكاش اعلاميه‌ها و نوارهايش شناختم، با انقلابش که بزرگترین حادثه قرن بيستم نام گرفت، همراه شدم و در دهه شصت با همه وجودم برای تحقق آرمان‌هايش كوشيدم‏، جنگيدم و ...


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهاردهم خرداد 1387 | لینک ثابت |

خواب قيلوله مرد عرب!

عكس: ققنوس

پ ن: هر سفری حاشيه‌هايي هم دارد. براي روزنامه‌نگاري كه دنياي پيرامونش را از زوايايي متفاوت مي‌نگرد ثبت لحظاتي خاص آنهم با محدوديت‌هاي موجود در كشور عربستان سعودي به سادگي ممكن نيست. آنچه در اين پست آورده‌ام تنها بخشي از حاشيه‌هايي است كه در قاب دوربين آماتوري من جا گرفته است. اگر مجالي باشد  آخرين بخش گزارش اين سفر‏ را هم در چند روزه آينده تقديم دوستان عزيز خواهم كرد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - نهم خرداد 1387 | لینک ثابت |

چون ما به کفر زلف تو اقرار کرده‌ايم
تسبيح و خرقه در سر زنار كرده‌ايم

خلوت نشين كوي خرابات گشته‌ايم
تا خرقه رهن خانه خمار كرده‌ايم

شوريدگان حلقه زنجير عشق را 
انكار چون كنيم چو اين كار كرده‌ايم

ما را گر چه كس به پشيزي نمي‌خرد
نقد روان فداي خريدار كرده‌ايم

از ما مپرس نكته معقول از آن كه ما
پيوسته درس عشق تو تكرار كرده‌ايم

گر خواب ما به نرگس پرخواب بسته‌اي
ما فتنه را به عهده تو بيدار كرده‌ايم

در راه مهر، سايه ديوار محرمست
زان همچون سايه روي به ديوار كرده‌ايم

خواجو زيار اگر طلب كام دل كنند
ما كام دل فداي رخ يار كرده‌ايم

«خواجوي كرماني» 

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - ششم خرداد 1387 | لینک ثابت |

برخورد ماموران سعودي با هرگونه حضور دسته‌جمعي زايران ايراني در صحن مسجدالنبي

عكس: ققنوس

پي‌نوشت: تبليغات و فعاليت‌هاي ضد شيعي وهابي‌ها در عربستان سعودي گرچه امري تازه نيست و تقريباً در طول يك قرن گذشته همواره با اشكال و شيوه‌هاي مختلف ادامه داشته است اما، به نظر مي‌رسد در دوسه سال گذشته، شدت و حدت بيشتري نسبت به گذشته به ويژه در برخورد با زايران ايراني يافته است. 

تصاويري كه در اين پست مشاهده خواهيد كرد تنها بخشي از سلسله اقدامات آشكاري است كه اين روزها زايران شيعه ايراني در مدينه منوره با آنها مواجه هستند.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - سوم خرداد 1387 | لینک ثابت |