تبليغاتX
قـُقـنــوس

باقرخان و ستارخان در قزوين

ستارخان و باقرخان در سفر به قزوين در سال ۱۲۸۸ شمسي در منزل شادروان اميني با حضور جمعي از علما و سرشناسان شهر و تني چند از مجاهدين - نفر سوم نشسته از راست در كنار ستار‌خان، محمدعلي‌آقاي اميني است.

در ميان رويدادهاي تاريخ معاصر قزوين، به ويژه در مقطع پس از فتح تهران توسط مشروطه ‌خواهان، ورود ستارخان و باقرخان، دو چهره برجسته ملي و اثرگذار در انقلاب مشروطيت ملت ايران به قزوين از اهميت قابل اعتنايي برخوردار است.

 

ستارخان و باقرخان كه به دنبال فتح تهران و استقرار دولت مشروطه دچار اختلافات شديدي با حاج مخبرالسلطنه، والي آذربايجان شده بودند از سوي حكومت به تهران دعوت شدند تا ضمن تجليل از خدمات وطن‌پرستانه آنان، از شدت دامنه اختلافات بين اين دو و والي آذربايجان كه سبب اختلال در اداره امور آذربايجان گرديده بود نيز كاسته شود.

 

بيست و هشتم اسفند سال 1288 شمسي، اين دو شخصيت ملي در مسير حركت از تبريز به سمت تهران، در ميان استقبال با شكوه مردم كه با برپا داشتن طاق‌نصرت‌هاي فراوان و آذين‌بندي خيابان‌ها و معابر انتظار آنان را مي‌كشيدند، وارد قزوين شدند.

 

« اين نوشتار همزمان با انتشار در ستون "عتيق" هفته‌نامه مينودر قزوين در ققنوس (وبلاگ نويسنده) نيز بازتاب مي‌يابد» 

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و نهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

شب انتخابات، تا صبح بيدار بوديم. در گعده* شبانه تابان كه رضا شيخ محمدي (نويسنده و هنرمند) و احمد ابوطالبيان قزويني (هنرمند خوشنويس) ميهمان من بودند به اتفاق دوستانم، سعيد آقا عليخاني، سعيد عنبري و مرتضي ملاعليا، فارغ از دغدغه‌هاي سياسي و دلمشغولي‌هاي انتخاباتي اين چند روزه ، ساعاتی را به بحث‌هاي نظري و فلسفي گذرانديم. مباحثي كه در اوضاع و احوال سياسي شده ما جايش خيلي خالي‌است. اگر فرصتی دست بدهد و حال و حوصله‌اي باشد شاید شرح اين گعده شبانه را نوشتم.

 

عكس‌هايي را كه مي‌بينيد بازتابی از همين گعده شبانه است كه مرتضي ملاعليا زحمتش را كشيده است:

 

 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و پنجم اسفند 1386 | لینک ثابت |

در گذار تاريخ، آب، همواره آباداني آفريده است و امنيت، بقا و دوام اين آباداني را تضمين ساخته است. ساكنان آبادي‌ها براي آن‌كه امنيت خود را فراهم سازند و از گزند دشمنان، حراميان و دزدان در امان بمانند؛ چاره‌اي جز آن نداشته‌اند كه پيرامون شهر خود حصارهاي مستحكمي بنا نهند و با برپاداشتن برج‌ها و باروهاي فراوان در جاي جاي اين حصار، به پاسداري از خود همت گمارند و در اين ميان بر سر راه‌هاي منتهي به شهر خويش، دروازه‌هايي قرار دهند كه با بستن آن‌ها در شب‌هنگام، امنيت و آرامش فكري خود را دوچندان سازند.

 

وجود حصارها و به طبع آن دروازه‌هاي متعدد در شهري كه از چهارسوي آن راه‌هاي فراواني به ولايات و ايالات مختلف قرار داشته است، علاوه بر ايجاد امنيت براي ساكنان آن شهر، فرصتي را براي اخذ عوارض از تازه‌واردين و مسافران براي تامين هزينه عمران و آباداني شهر فراهم مي‌آورده است.

 

 

دروازه پنبه ريسه قزوين

 

دروازه مغلواك (همدان) كه امروز ديگر اثري از آن نيست /سال ۱۹۱۶ ميلادي 

  • اين نوشتار تحقيقي را براي درج در ويژه‌نامه نوروزي هفته‌نامه تابان تهيه كردم، ولي حيفم آمد در آستانه نوروز، آن‌ را همراه با عكس‌هاي ناب از دروازه‌هاي قزوين كهن در وبلاگ منتشر نكنم. اميدوارم دوستان اين پست را به عنوان عيدي بپذيرند. اين پست را همچنين تقديم مي‌كنم به همه دروازه‌بانهایی كه روزگاري امنيت اين ديار را پاس داشتند و امروز در هیچ جای تاریخ نامی از آنان برجای نمانده است

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و سوم اسفند 1386 | لینک ثابت |

ققنوس/ امان‌اله‌خان پادشاه افغانستان در قزوين/

امان‌الله‌خان پادشاه افغانستان در كنار ملكه و تعدادي از همراهان به هنگام بازديد از قزوين در سفر به ايران در سال ۱۳۰۷ خورشيدي

نكته جالب در اين عكس؛ خانمي كه در سمت راست با روپوش سفيد و چهره پوشيده با دستمال ايستاده، همسر لسان سپهر‏، فرماندار وقت قزوين بوده است كه چون در آن سال هنوز «کشف حجاب» نشده بود با اين شكل و شمايل در مراسم حضور يافته است!

ققنوس/ امان‌اله خان پادشاه افغانستان در قزوين/

امان‌الله‌خان پادشاه افغانستان در كنار تعدادي از همراهان و نيز برخي از مسوولان ايراني به هنگام بازديد از قزوين در سفر به ايران در سال ۱۳۰۷ خورشيدي

عكاس: ناشناس

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - نوزدهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

۱۴ اسفند، سال‌مرگ بزرگ مردی است که در دو سال و چهار ماهی که در سخت‌ترين شرايط كشور مسووليت نخست‌وزیري را عهده‌دار بود، خدمات برجسته‌اي از خود به ايران و ايراني به يادگار گذاشت.  

اخراج انگلیسی‌ها از پالایشگاه جنوب، تصویب نهایی قانون ملی شدن صنعت نفت ایران ، پایان دادن به اختیارات شرکت نفت ایران و انگلیس و  پیروزی در دادگاه لاهه، زير چتر اتحاد نيروهاي ملي و مذهبي و به همت والاي مردي به انجام رسيد كه همواره در حافظه تاريخي ملت بزرگ ايران، نام و ياد او به عنوان "قهرمان ملي" برجاي خواهد ماند.

ياد دكتر محمد مصدق كه امروز سالروز درگذشت او در غربت و تنهايي تبعيد است را گرامي‌ داشته و به روانش درود مي‌فرستم. 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهاردهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

تجمع مردم قزوين/ سال 1299 ه. ش

تصوير تجمع مردم در امامزاده حسين (ع) در واكنش به احتمال حمله نيروهاي شمال به قزوين

سال ۱۲۹۹ خورشيدي/ عكاس: ناشناس

در واپسين سال‌هاي سلطنت احمد‌شاه قاجار و در اوج مبارزات ميرزا كوچك‌خان جنگلي، انتشار گسترده شايعه حركت دسته‌هاي مسلح بلشويك (كمونيست‌هاي تازه به قدرت رسيده در روسيه) از رشت و تجاوز قريب‌الوقوع آنان به قزوين، موجي از وحشت و نگراني را در ميان مردمي باعث شد كه سال‌ها، طعم تلخ حضور نيروهاي متجاوز روس و انگليس را در شهر خود چشيده و از آنان لطمات فراواني را متحمل شده بودند....

  • اين نوشتار همزمان با انتشار در ستون "عتيق" هفته‌نامه مينودر قزوين در ققنوس (وبلاگ نويسنده) نيز بازتاب مي‌يابد.

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - سیزدهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

آيت‌ا.. علي محمدي‌تاكندي ، استاد برجسته حوزه‌ي علميه قزوين

مردي كه همانند باران زلال است

عکس: رضا شيخ‌محمدي

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یازدهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

... خبر دادند كه سعدالسلطنه [حاكم قزوين] امر كرده جنب اتاق ما گليم انداخته و زنجير براي مسافري كه از تبريز مي‌آيد مهيا كنند. تهيه ديدندو آن روز به ما هم سخت گرفته خليلي كردند. هنگام ظهر گفتند: او به مهمانخانه وارد شد و سعدالسلطنه تلگراف شاه را برداشته خودش نزد او برد.....

 

من فهميدم كه شخص محترمي است. گفتم: صورت و هيات او را ديده به من اطلاع دهند. آمده گفتند: "پيرمرد محترمي است شكسته." يك سرباز گفت: لقبش را من نمي‌دانم، مژدگاني بده بگويم. گفتم: اگر از دوستان من است، آوردن او مژدگاني ندارد بلكه مصيبت تازه‌اي است كه به من وارد مي‌شود. گفت: او ميرزا يوسف‌ خان ‌مستشارالدوله است. بسيار از اين خبر ملول شدم، زيرا اين مرد محترم يكي از انسانها و تربيت‌يافتگان و صاحبان صفات حميده ايران است و كتابي هم نوشته موسوم به يك كلمه.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دهم اسفند 1386 | لینک ثابت |

عارف قزويني

كمال تبريزي، فيلم‌سازي كه بر توانمندي و خلاقيت او در عرصه سينما نمي‌توان خرده‌اي گرفت در واپسين قسمت‌هاي سريال تلويزيوني شهريار، دست به كار بي‌خردانه‌اي زده و عارف قزوینی، شاعر آزادیخواه و تصنیف سرای بزرگ ايران را مورد اتهاماتي سخيف قرار داده است.

نمي‌دانم دلباختگي و شيدايي تبريزي نسبت به شاعر معاصر، محمد‌حسين شهريار از چه روست. اما، به عنوان روزنامه‌نگاري كه چند سالی است دستي در تحقيق و پژوهش تاريخ معاصر قزوين و بزرگان زادگاهش داشته است باید به آقاي تبريزي بگويم؛ آنچه كه بدان تمسك جسته‌ شده تا چهره بلند آوازه‌ترين شاعر عصر مشروطيت به واگويه‌هايي زشت و كريه مورد خدشه قرار گیرد، نه تنها فاقد هرگونه مستند تاريخي است كه باور دارم برخواسته از ذهن پريشان نويسنده‌اي است كه بي‌گمان ساختار دراماتيكي و سير داستان سريال را مقدم بر حقايق مسلم تاريخي دانسته است.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفتم اسفند 1386 | لینک ثابت |

عمارت كلاه‌فرنگي (چهل ستون) قزوين در عهد ناصرالدين شاه قاجار

سال ۱۲۶۷ هجري‌شمسي/ عكاس: نامشخص

پي‌نوشت: اين عمارت كه باقي‌مانده از مجموعه ارك حكومتي دارالسلطنه قزوين در عهد صفويه است پس از انتقال پايتخت از قزوين به اصفهان تا اوايل سلطنت رضا شاه پهلوي به عنوان دارالحكومه (فرمانداري) مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌ است. هم اكنون اين عمارت زيبا، موزه قزوين است.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - ششم اسفند 1386 | لینک ثابت |

در جستارهاي تاريخ معاصر قزوين، بويژه‌ در عهد قاجاريه نام‌ها و شخصيت‌هاي فراواني را مي‌توان يافت كه درگذار زمان به عنوان حاكم قزوين منصوب شده‌اند. اما در ميان اين همه، تك‌چهره‌هايي هستند كه در حافظه‌ي تاريخ به هر‌دليل نامي برجسته‌ يافته‌اند. بي‌شك آقا باقر اصفهاني ملقب به باقرخان سعدالسلطنه، يكي از اينان است.

باقرخان سعدالسلطنه

باقرخان سرتيپ كه دايي‌زاده علي اصغرخان امين السلطان بود، در اوايل سال 1296 ه. ق مسووليت ساختن جاده شوسه تهران به قزوين و تهران به قم را برعهده گرفت و در همين سال‌ها، گرچه او مسووليت حكومتي مشخصي در قزوين نداشت اما به لحاظ نفوذ قابل توجه در دربار قاجاريه با انتصاب عباس ميرزا ملك‌آرا به عنوان حاكم قزوين، عملاً حاكم واقعي قزوين هم او بود. اين وضع تا سال 1305 ه.ق كه الله قلي ميرزا ايلخاني به حكمراني قزوين منصوب گرديد، ادامه يافت و هر روز بر نفوذ و موقعيت باقرخان افزوده شد.

  • اين نوشتار همزمان با انتشار در ستون "عتيق" هفته‌نامه مينودر قزوين در ققنوس (وبلاگ نويسنده) نيز بازتاب مي‌يابد.

  • ادامه مطلب
    به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - ششم اسفند 1386 | لینک ثابت |