تبليغاتX
قـُقـنــوس

در حكومت هاى استبدادى مردم حق دخالت در سرنوشت خودشان را ندارند. گذشته از اين، حكومت حق هرگونه دخالت و اعمال فشارى را بر مردم دارد. حريم حكومت از همه جهت بايد توسط مردم رعايت شود ، درحالى كه مردم هيچ حريمى ندارند. مامورين حكومت هر كارى كه بخواهند می توانند انجام دهند و هر بلايى سر مردم آورند حق اعتراض و انتقاد براى كسى نيست.

حاج ميرزا آقاسى

در دوره قاجاریه (قبل از مشروطه) نیز شاهد چنين وضعى هستيم. گفته شده است حاج ميرزا آقاسى، صدراعظم، گاوميشى داشت كه برخلاف مردم كاملاً آزاد و رها بود. هر كجا مي‌خواست مى‌رفت و هر چه مى‌خواست مى‌خورد و احدى حق نداشت مانع او گردد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و ششم دی 1386 | لینک ثابت |

ميرزا يحيي كيواني (واعظ قزويني)

دوران حكومت رضاخان پهلوي شاهد ترورهاي بسياري بود. يكي از دردناك‌ترين اين ترورها، ترور ناجوانمردانه میرزا یحیی کیوانی (واعظ قزويني) مدير روزنامه «نصيحت» قزوين در مقابل مجلس شوراي ملي واقع در بهارستان تهران بود. ترور وي تنها به خاطر شباهت چهره او با ملك‌الشعراي بهار رخ داد. «بهار» محكوم به مرگ شده بود و «قزويني» به جاي وي توسط آدمكشان رضاخان كشته شد!


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و چهارم دی 1386 | لینک ثابت |

متاسفانه شنيدم؛ عالم جلیل القدر، استاد مسلم اخلاق و معارف کریمه اهل بیت (ع)، حضرت آیت‌الله احمد مجتهدي تهراني پس از ساليان متمادي نشر معارف ديني و اخلاقي و پرورش هزاران تن از طلاب علوم ديني،  امروز در بيمارستان بازرگانان تهران به ديار معبود شتافته است.

سالياني كه تهران بودم اين توفيق را يافته‌ام كه هرازگاهي كه مجالي بود به اتفاق بعضي از دوستان مشتاق در مدرسه علميه حاج محمد جعفر تهران، كنده‌ي شاگردي بر مَدرس بلند اين فقيه وارسته بر زمين بسايم و از محضر پرفيض‌اش بهره‌ها جويم.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و سوم دی 1386 | لینک ثابت |

قزوین - سال ۱۳۰۹

سبزه‌میدان - ابتدای خیابان شاهپور (هلال احمر) - پس از خاتمه عملیات احداث خیابان

عكاس: ناشناس - عكس از مجموعه شخصي

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هجدهم دی 1386 | لینک ثابت |

برای همه آنهایی که سالهايي چند با قصه‌ هاي ظهر جمعه حميد عاملي در راديو تهران زندگي كرده‌اند، خاموشي مردي كه طنين صدايش و چيدمان كلماتش در روايت قصه‌هاي ايراني هنوز نيز بي‌بديل و سر‌آمد است، برگ آخر دفتري است كه با پايان قصه‌هاي هزار و يك شب شهرزاد به انتها رسيده است.

سال ۵۲ بود كه قصه‌‌گويي ظهرهاي جمعه‌اش را آغاز كرد و يكي دو سال بعد، كودك شيطان و بازيگوشي كه روزهاي تعطيل خانه را به آتش مي‌كشيد و اهل خانه را زابراه، به يك‌باره با شنيدن آهنگ صداي مردي از جعبه راديو، آرام گرفت و پس از آن دلداده جمعه‌هاي قصه‌گويي شد كه باباعاملي مي‌خواندنش.

آن سال‌ها، راديو نداشتيم. "خانواده‌ي مذهبي و مسلمون رو چه به راديو! مي‌خواي ترانه و ساز و آواز گوش كني؟ هنوز هيچ چي نشده، فيلت ياد هندستون كرده؟ " اين همه را مادرم مي‌گفت... ناچار بودم راهي پيدا كنم تا ظهر جمعه، قصه‌هاي بابا عاملي را گوش كنم. تا كي مي‌‌شد رفت خانه همسايه و پاي راديويي نشست كه حالا ديگر با آمدن جعبه‌ي جادويي تلويزيون، قرب و منزلتش را داشت از دست مي‌داد.

شيطانك كوچولو حالا چاره را يافته بود. به كمك "حسين" داداشم مشكل حل شد. با گشودن درب پشت ضبط صوت و يك چاقوي فلزي كه روي بوردش مي‌گذاشتيم، صداي افسونگر راديو، فضا را به خود مي‌گرفت. و اين‌ شد كه ظهر‌هاي جمعه از خانه همسايه و دوست و آشنا بي‌نياز شدم و در گوشه دنج زيرزمين خانه، مشتري پر و پا قرص قصه‌هاي مردي به نام حميد عاملي.

خدايش او را، كه نسل ما را با قصه‌هاي پارسي و پندآموزش با ادبيات كهن اين سرزمين آشنا ساخت، در جوار رحمت واسعه‌اش ميهمان دارد.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفدهم دی 1386 | لینک ثابت |

ميرزا رضا كرماني، عامل ترور ناصرالدين شاه قاجار در زندان قزوين

نشسته از راست: حاج محمد علي سياح محلاتي (صاحب سفرنامه معروف) و  ميرزا رضا كرماني

ايستاده: نايب رضا قلي ، از ماموران نظيمه

اين عكس به يك عكاس ناشناخته شده روسي منتسب شده كه در سال ۱۲۶۹ خورشيدي در زندان قزوين گرفته شده است.

پي‌نوشت: میرزارضا کرمانی از شاگردان سيد جمال‌الدين اسدآبادي بود. او پس از آنکه هفت ماه و نیم در زندان قجری به سر برد با تن مجروح به خارج از کشور رفت و در آنجا تحت مراقبت سيد جمال قرار گرفت.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - شانزدهم دی 1386 | لینک ثابت |

تنها ۸ سال داشتم که در مسیر مدرسه به اوراق پرپرشده كتابي برخوردم كه شعرهايي از شاعري بي‌نام را در خود داشت. هرچه گشتم صفحات نخست كتاب را نيافتم و همين مدتها برايم مساله‌اي شده بود كه شاعر اين جمله‌هاي پراحساس كه روحم را به التهاب كشانده، كيست؟

دوسه سال بعد كه پايم به راهنمايي باز شد و كتابخانه مدرسه پهلوي، در لابه‌لاي قفسه‌هاي به خاك نشسته كتابخانه متروك مدرسه، به "تولدي ديگر" فروغ فرخزاد برخوردم. جستجويم سرانجام به نتيجه نشسته بود. دانستم صاحب شعرهاي آن كتاب پرپر شده كيست!

نوجوانيم با دلبستگي به شعرهاي مانا و جاودان شاعراني چون فروغ و سهراب گذشت و امروز در واپسين روزهاي برجای مانده از جواني، هنوز هم آثار بانويي كه جنس حرف‌‌ها و درونمايه شعرهايش، و مهم‌تر از همه نگاه انساني و مالامال از احساس به دنياي پيرامونش، يگانه و سرآمد مي‌نمايد، برايم از كشش، جذابيت و تازه‌گي خاص دوران نوجوانيم برخوردار است.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دوازدهم دی 1386 | لینک ثابت |

نزدیک به ۳۵۰ سال است که از عهد سلسله حاکمان شیعی مذهب صفوی به این سو، مردم شيعه ايران در مراسم عزای حسینی از علایم و طبق‌هایی خاصی استفاده می‌کنند و اینگونه مراتب ارادت و سوگ خویش نسبت به شهادت حضرت اباعبداله الحسین (ع) و یاران باوفایش در قیام خونبار کربلا را ابراز می‌دارند.

امسال از متولیان و روسای هیاتهای مذهبی و عزاداری در قزوین تعهد گرفته شده است که ديگر حق استفاده از علامت‌های متعدد چند فنره و طبق‌های چراغ و نظایر اینها، که عموماً در حرکت دستجات عزاداری مورد استفاده قرار می گیرد را ندارند!

گرچه من همیشه نسبت به ورود و نفوذ اوهام و خرافات به عزاداری حسینی، نگرانی‌هایم را گفته‌ام و در خصوص برخي شيوه‌هاي عزاداری‌ها كه هيچ سنخيتي با شان رفيع امام معصوم (ع) و فلسفه قيام عاشورا ندارد، ديدگاهم روشن است، اما آيا ممنوع ساختن يک شبه استفاده از علائم و طبق‌های چراغ در دستجات عزاداری در ايام تاسوعا و عاشورای حسینی توسط دولت و ارگان های زیر مجموعه‌اش در سال جاری، اقدامی از سر تدبیر و دوراندیشی است؟

چرا می‌اندیشیم همه چیز با ممنوع کردن، صدور دستورالعمل و اخذ تعهد از افراد دخیل در موضوع قابل حل و فصل است؟ کدام اقدام اینچنین، اینگونه به نتیجه مورد نظرتان رسیده است که این، آخرین آن باشد. چرا هنگامی که نمی‌توانیم با برنامه‌ریزی متقن فرهنگی، نگرش عمومی نسبت به پدیده‌های اجتماعی را تغییر دهیم به زور و اجبار و ... روی می‌آوریم؟

حوزه مذهب و علائق عاطفی مردم بویژه نسبت به خاندان عصمت و طهارت (ع) و خاصه به حضرت اباعبداله الحسین (ع)، حوزه بسیار حساس و ظریفی است. نکند با اقدامات ساده‌انگارانه و فاقد دوراندیشی خردمندانه، کاری کنید که این حوزه را نیز دچار آسیب سازید و فردا مشکلی بیافرینید که جمع کردن آن بسادگی ممکن نباشد.

از ما فقط گفتن برمی‌آمد و بس!

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دهم دی 1386 | لینک ثابت |

خبر تكان‌دهنده و شوك‌آور بود. در مسير پر ترافيك تهران - كرج ، كه شتابان به سمت قزوين مي‌آمدم، خبر را از طريق "اس ام اس" دريافت كردم. "بي‌نظير بوتو" در يك عمليات تروريستي كشته شد!

بي‌نظير بوتو ، نخست وزير اسبق پاكستان و رهبر "حزب عوامي‌ليگ" كه پس از هشت سال تبعيد به كشورش بازگشته بود و اين بازگشت، به نوعي اعاده دموكراسي در اين كشور پرمساله را نويد مي‌داد، امروز هدف عملياتي قرار گرفت كه می‌تواند آرزوها براي تحقق دگرباره دموكراسي و حاكميت مردم سالارانه در پاكستان را سالها به فراموشي بسپارد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - ششم دی 1386 | لینک ثابت |

عکس/ققنوس

مراسم عمامه‌گذاري جمعي از طلاب - مدرسه علميه مولاورديخان قزوين - سال ۱۳۴۵

افراد حاضر در تصوير، كه از روحانيون برجسته و موثر در خيزش مردمي عليه رژيم پهلوي در سالهاي قبل از انقلاب در قزوين بوده‌اند، از چپ عبارتند از: مرحوم‌ آيت‌الله شيخ حسن بروجردي خيارجي، مرحوم حجت‌الاسلام شيخ علي سليماني، مرحوم آيت‌الله اويسي، مرحوم آيت‌الله سيد حسن موسوي شالي، مرحوم آيت‌الله مهدوي و كودك خيره شده به دوربين، سرهنگ حسين سليماني

عكس: سيد مهدي حسيني

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - پنجم دی 1386 | لینک ثابت |

ماموران دایره کمیساری (آگاهی) شهربانی و دزد بینوا !

عکس به احتمال قوی در سال ۱۳۲۰ گرفته شده است. دو ماموري كه با يونيفرم نظامي مشاهده مي‌كنيد، مردي را كه نشسته است به هنگام فروش اموال مسروقه که از خانه‌ای در خیابان ملک‌آباد  تاراج شده بود، در مقابل مسجد جامع دستگير كرده‌اند. اينگونه كه معلوم است از قديم و نديم، مقابل مسجد جامع پاتوق دست‌فروشان دوره‌گرد بوده است.

با وجود بررسي‌هاي زياد، كسي را نيافتم كه ماموران حاضر در عكس را بشناسد كه اگر زنده بودند و در قيد حيات، اطلاعات بيشتري در باره عكس و ماجراي اين دزد بينوا كه ظاهراً توي عمرش دوربين عكاسي نديده و مات عكاس و دوربين عجيب و غريبش شده است. نكته جالب در اين عكس، نورپردازي عكاس‌باشي است!

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهارم دی 1386 | لینک ثابت |

سال 1372- خیابان فلسطین- تحریریه روزنامه سلام

از راست به چپ: عباس عبدی، سید محمود حسینی، کریم ارغنده پور، محمد نعیمی پور، علی مزروعی، وفا تابش، فیض الله عرب سرخی، حمید رضا کاویانی.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - سوم دی 1386 | لینک ثابت |

محبوسین در زندان باغشاه تهران - سال ۱۲۸۷ هجري

در میان زندانیان چهره‌هاي شاخصي از رهبران مشروطيت از جمله: قاضي قزويني، قاضي برجسته و آزاديخواه ديوانعالي و از رهبران جنبش مشروطيت (اولين نفر ايستاده از چپ- رديف ۱)، ملك المتكلمين و ... را مي‌توان مشاهده كرد. اين عده كه در پي تصرف مجلس مشروطه توسط قواي دولتي محمد علي‌شاه دستگير شده بودند، هر يك دچار سرنوشت متفاوتي شدند. قاضي قزويني چند روز پس از آن‌كه اين تصوير از او و ساير محبوسين زندان باغشاه برداشته شد، توسط بيدادگران قجري، با زهري مهلك مسموم شد و جان خود را در راه وطن تقديم كرد. رشادت مردانه او در دفاع از مجلس به هنگام حمله محمد علي‌شاه به ساختمان مجلس، در تاريخ معاصر  ايران به نيكي ياد شده است.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دوم دی 1386 | لینک ثابت |